خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





داغ پسر عموی عزیزم (مهندس سعید شولی )

    گفتم که چرا رفتی و تدبیر تو این بود

    گفتا چه توان کرد تقدیر همین بود

    گفتم که نه وقت سفرت بود چنین زود

    گفتا که نگو مصلحت دوست درین بود

    با سلام

    بعد از مدتها با یه داغ بزرگ اومدم اینجا 16 مهر پسرعموی عزیزم بر اثر تصادف قطع نخاع شد و متاسفانه شب عاشورا بر اثر مرگ مغزی از این دنیا پر گشود

    پدرو مادرش باوجود اینکه تک پسر عزیزشون و از دست داده بودند رضایت به اهدائ عضو دادند و بالاخره روز چهارشنبه 6 آبان ماه سعید عزیزمونو به دست خاک سپردیم داغ سنگینی بود خیلی سنگین تنها چیزی که آروممون میکنه اینه که قلب سعید هنوز میتپه وچشماش میبینه و  کبد و کلیه هاش به جوانهای دیگه ای زندگی بخشیده و پوستش زیبایی رو به صورت دختر بچه ی سوخته ای زیبایی بخشیده و همچین چند بیمار سوختگی دیگه

    سعید عزیز همان طور که زمان زنده بودنت برای همه ما مظهربرکت و شادی بودی مرگت هم برکت به همراه داشت روحت شاد

    مرگ قشنگت منو یاد شعر دکتر شریعتی میندازه

    نمی دانم پس ازمرگم چه خواهد شد
    نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم
    چه خواهد ساخت
    ولی بسیار مشتاقم
    که ازخاک گلویم سوتکی سازد
    گلویم سوتکی باشد
    به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
    و او یکریز پی در پی
    دم گرم خودش را بر گلویم سخت بفشارد
    و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
    بدین سان بشکند در من
    سکوت مرگبارم را.

     

    آدرس مزار سعید عزیز :

    دارارحمه ی شیراز - بعد از سردخانه ی پزشک قانونی- قطعه ی 2 جدید - ردیف24- شماره ی 25دوم


    این مطلب تا کنون 19 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : سعید ,سعید عزیز ,
    داغ پسر عموی عزیزم (مهندس سعید شولی )

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده